حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2006

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

را به مصرف جنگ برساند و نيز قشون از ايالات ديگر آسياى عليا بطلبد . براى رفتن بشوش گذشتن از دجله لازم بود . سلكوس و پىتون با دو ترىرم و چند كشتى ديگر خودشان را بمعبر دجله رسانيده ، دوباره خواستند مقدونيهاى اومن را از او برگردانند ، ولى آنها باز تمكين نكردند . پس از آن سلكوس سدّ ترعه‌اى را شكست و آب اردوى اومن را فرو گرفت . هرچند مخاطره بزرگ بود ، باز اومن كرجيهائى تهيّه و جمع كرده ، بيشتر سپاهيانش را نجات داد . بعد ، او از دجله گذشته بخوزستان درآمد ، ولى در اينجا ، چون آذوقه كم بود ، مجبور گرديد قشون خود را بسه قسمت كند . هر قدر پيش ميرفت قحطى شديدتر ميشد ، چنان كه بقول ديودور بسربازان قدرى برنج و كنجد و خرما ميدادند . مورّخ مذكور جهت قحطى را ننوشته ( كتاب 19 ، بند 12 - 13 ) شايد از لشكركشىها و غارت و خرابيهائى بوده ، كه پىدرپى روى ميداده . سلكوس و پىتون چون از اين دو نفر ذكرى شد ، مقتضى است براى شناساندن آنها كلمه‌اى چند گفته شود : سلكوس « 3 » اين شخص نيرومند و شجاع بود و از اين جهت در لشكركشيها و جنگهاى اسكندر مورد توجه مخصوص او گرديد و فرمانده هيپاس‌پيتها ، يعنى سپاهيان پياده نظامى ، كه از حيث اسلحه مقام وسطى را بين سپاهيان سبك و سنگين اسلحه دارا بودند ، به او تفويض شد . بعد از مراجعت اسكندر از هند ، وقتى ، كه او در شوش جشن‌هائى براى زواج مقدونيها با زنان ايرانى برپا داشته بود ، سلكوس بنابميل و حتّى امر پادشاه مقدونى آپاما « 1 » دختر اسپى تامن « 2 » سردار ايرانيرا گرفت ( بنابراين ، سلسله سلوكىها بعدها سلسله مقدونى و ايرانى بشمار ميرفت ، چه اعقاب سلكوس از طرف پدر مقدونى و از طرف مادر ايرانى بودند . م . ) . بعد از فوت اسكندر و پس از آنكه پرديكّاس بنيابت سلطنت رسيد ، سلكوس رئيس قسمتى از قشون مقدونى گرديد . اين دسته موسوم بسواره نظام هتر ، يعنى رفقا ،

--> ( 1 ) - Apama . ( 2 ) - Spitamene . ( 3 ) - Seleucus .